اخبار:   

خانه

آمار بازدیدکنندگان سایت

از بین بردن استرس شب آزمون مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
چهارشنبه, 06 اردیبهشت 1391 ساعت 04:31

مقابله با استرس شب امتحان

درجاتی از اضطراب امتحان در 30-20 درصد کودکان و نوجوانان دانش‌آموز دیده می‌شود. این موضوع در دختران شایع‌تر از پسران است.

در تعریف اضطراب امتحان در ابتدا باید اضطراب طبیعی را از اضطراب غیرطبیعی و بیمارگونه افتراق داد.

آنچه مسلم است درجاتی از اضطراب و استرس می‌تواند مثبت باشد و احساس تهییج و به دست آوردن یک فرصت را به فرد دست دهد. مثل استرسی که باعث می‌شود یک ورزشکار در موقعیت مسابقه بهتر از تمرین عمل کند، یا فردی در شغل جدید خود با انرژی و عملکرد بهتری کار کند.

و یا یک دانش‌آموز در زمان امتحان دچار تهییج و اضطرابی می‌شود که تمرکز او را روی مطالعه افزایش داده و باعث می‌شود برنامه خود را منظم‌تر نماید و زمان خود را مدیریت بیشتری کند، در نهایت این اضطراب منجر به افزایش عملکرد فرد می‌شود. پس درجاتی از اضطراب لازم بوده و باعث بهبودی عملکرد ما می‌شود. این نوع اضطراب را تکلیف محور می‌گوییم. ولی زمانی که استرس و اضطراب منفی می‌شود، ما احساس می‌کنیم اوضاع از کنترل ما خارج است، تحت فشار هستیم و تمرکز خود را از دست داده‌ایم. اضطراب فوق منجر به ارزیابی شناختی منفی، عدم تمرکز حواس، واکنش‌های فیزیولوژیک نامطلوب و افت عملکرد شخص می‌گردد.

 

اضطراب امتحان دو بعد دارد:

1. بعد جسمانی: که شامل واکنش فیزیولوژیک خودکار است مثل تپش قلب، سردرد، تعریق، لرزش دست و اندام‌ها، آشفتگی معده، رنگ‌پریدگی، حالت تهوع و استفراغ و غیره.

2. بعد شناختی و فکری: دلواپسی راجع به پیامد کار، دلواپسی راجع به شکست و ناکامی، افکار تحقیر و سرزنش خود، مقایسه خود با دیگران، انتظارات منفی از خود، مشکل تمرکز و توجه، فراموش کردن مطالب خوانده شده، گفتگوی منفی با خود و... که همه اینها مانع انجام تکلیف و حل مشکل می‌گردد.

 

علل اضطراب امتحان چیست؟

چرا کودکی با امتحان خود نسبتاً خونسرد و آرام برخورد می‌کند و کودک دیگر شب امتحان دچار بی‌خوابی و بی‌قراری می‌شود، تمرکز خود را از دست می‌دهد، می‌خواند اما در حافظه‌اش نمی‌ماند و....

به نظر می‌رسد مثل تمام بیماری‌ها و حالت‌های روانپزشکی، عواملی دست به دست هم می‌دهند تا کودکی به حدی مضطرب شود که نتواند توانایی‌های واقعی خود را نشان دهد:

 

1. علل شخصیتی

افرادی که عزت نفس پایینی دارند، احساس خودکارآمدی پایین‌تری دارند، شکست‌ها و ناکامی‌های متعددی را تجربه کرده‌اند، یا اضطراب منتشر دارند بیشتر مستعد اضطراب امتحان هستند.

 

2. علل خانوادگی

الگوی خشک و غیرقابل انعطاف و پرورش کودک، انتظارات بیش از حد والدین و تفکر کمال‌طلبانه آنها، تنبیه وسرزنش، عدم ارائه تشویق و تقویت مناسب، وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی پایین، جزء عوامل خانوداگی محسوب می‌شوند. گاه والدین پیام‌هایی را به سوی فرزند خود می‌فرستند که او را دچار اضطراب می‌کند (همین امسال را فرصت داری. تو باید مرا سرافراز کنی، مایه سرشکستگی من در فامیل نشوی، ببینم چه می‌کنی؟ اگر قبول نشی همه تلاش‌ مرا بی‌نتیجه گذاشتی، ای خدا کاش زودتر این امتحان کنکور تمام می‌شد دلم مثل سیر و سرکه می‌جوشد، همه آینده تو در گرو همین امتحان است و...!!!)

 

3. علل آموزشگاهی

از علل آموزشگاهی می‌شود به این موارد اشاره کرد: انتظارات بیش از حد و نابجای معلم، درس و امتحان دشوار، ماهیت امتحان (مانند بعد رقابتی و مسابقه‌ای بالا در امتحان کنکور)،  ناآشنا بودن مراقبان امتحان، محدودیت‌های زمانی، محیط نامناسب امتحان، وجود عوامل مزاحم مثل سروصدا، نور نامناسب، گرمای محیط و ... .

 

4. علل مربوط به امتحان

گاه ماهیت یک امتحان به گونه‌ای است که نسبت به سایر امتحانات در شخص ایجاد اضطراب بیشتری می‌کند. مثلاً امتحان کنکور یک مسابقه است و به این شکل نیست که اگر کسی به حدّ مشخصی از توانایی رسیده باشد پذیرفته شود. یک رقابت است، رقابتی سخت و فشرده.

 

راه‌های مقابله با اضطراب امتحان

1. کاستن علائم بدنی اضطراب:
در زمان استرس و اضطراب ما علائم بدنی مثل سفتی و انقباض عضلات، رنگ‌پریدگی، احساس خفگی، تندی تنفس، لرزش اندام‌ها و... را تجربه می‌کنیم. حال اگر بیاموزیم به طریقی بدن خود را آرام کنیم نشانه‌های اضطراب نیز کاهش می‌یابد و ما احساس آرامش بیشتری می‌کنیم مثل:

* تکنیک‌های آرام‌سازی

* نفس عمیق

* یکی از حس‌های خودمان را درگیر کنیم (دوش گرفتن، گوش کردن به یک موسیقی آرام، حرف زدن با یک دوست، قدم زدن، تماشای یک فیلم یا یک منظره، راه رفتن، دویدن و...).

 

2. کاستن علائم فکری و شناختی اضطراب:

* متوقف کردن گفتگوی منفی با خود. بسیاری از اوقات ما در زمان استرس و اضطراب شروع به صحبت با خود می‌کنیم. صحبتهایی که همه بار منفی دارد و ذهن و جسم ما را خسته می‌کند. باید به فرزندان خود کمک کنیم که این گفتگوهای منفی ذهنی را شناخته و آنها را متوقف کنند و با گفتگوی مثبت جایگزین کنند. مثلآ این گفتگوی ذهنی را((من قبول نمی‌شم، می‌دونم از این امتحان رد می‌شم، چرا هیچ چی یاد نمی‌گیرم، همه چیز از ذهنم رفته، مثل خنگ‌ها شدم، اگه رد بشم مامان و بابام چی می‌گن؟، معلمم راجع به من چی فکر می‌کنه و...)) تبدیل به این گفتگو کنند: ((قبلآ هم امتحان داشتم و نمره خوبی گرفتم... این هم میگذره، من تلاش خودم را کردم و حالا هم با حواس جمع میرم سر جلسه و...))

* کمک کنیم کودک انتظارات غیرواقعی و بیش از حد از خودش را تعدیل کند (من حتماً باید در این مسابقه ورزشی نفر اول بشوم، من حتماً باید پزشکی قبول شوم، من حتماً باید تهران قبول شوم، رتبه‌ام باید زیر 50 باشد).

* والدین انتظارات غیرواقعی و کمال‌طلبانه خود را تعدیل کنند و بر اساس توانایی فرزندشان از او انتظار داشته باشند. از یک کودک بیش‌فعال با اختلال یادگیری یا کودک مبتلا به کم توانی ذهنی چقدر باید انتظار داشت. این انتظارات غیرواقع بینانه کودک را مضطرب می‌کند.

* کودک را تشویق کنیم تا راجع به احساسات و نگرانی‌های خود با والدین و معلمش صحبت کند.

* عجله کردن را کاهش بدهیم. مواقعی که بچه‌ها دچار اضطراب می‌شوند عجله می‌کنند و بی‌قرار می‌شوند. صفحه اول را می‌خوانند، می‌روند روی یک فصل دیگر، یک کتاب را کنار می‌گذارند، سراغ کتاب دیگر می‌روند، همزمان چیزی می‌خورند و درخواست تنقلات می‌کنند. این مسئله نگرانی را بیشتر می‌کند. در این مواقع والدین باید مداخله کرده و نظمی به دروس کودک خود بدهند. مثلآ پیشنهاد دهند اول دروس سبک‌تر و راحت‌تر را شروع کند، فصل‌های کوچک‌تری که آسان‌تر است و کودک تسلط بیشتری به آنها دارد. این مسئله یک بازخورد مثبت به کودک می‌دهد و اضطراب او را کاهش می‌دهد.

* تقسیم‌بندی و فهرست برداشتن از فصولی که باید خوانده شوند: امروز چند فصل، فردا چند فصل. بعضی از بچه‌ها مثل بچه‌های بیش فعال مدیریت زمان ندارند و نمیتوانند بر اساس وقتی که دارند برنامه خود راتنظیم کنند.

 

3. تغییر روش زندگی و برنامه‌ریزی و مدیریت زمان:

* نوشتن برنامه‌ای از فعالیت روزانه و ساده کردن جدول برنامه‌‌ها (گاه آنقدر برنامه درسی کودک را پیچیده می‌کنیم که او کلاً از خیر انجام آن می‌گذرد).

* نظم و سازمان‌دهی کردن: فضای کار، مطالعه و درس کودک باید منظم و مرتب باشد، بداند چه چیزی کجاست و کجا باید دنبال وسیله مورد نظر خود بگردد. محیط‌های شلوغ و نامنظم ما را آشفته و سر در گم می‌کنند.

* استراحت کردن: کودک باید به طور دوره‌ای هر چند وقت یک‌بار زمانی را برای آرامش، قدم زدن، استراحت و یا خوردن داشته باشد.

* ورزش منظم: ورزش به تسکین تنش‌های هیجانی کمک می‌کند، مثلآ 30 دقیقه ورزش سبک در اکثر روزهای هفته.

* خواب کافی: رفتن به رختخواب و بیدار شدن در زمان‌های ثابت باعث خواب سالم‌تر و در نهایت توجه و تمرکز بهتر و کارایی مفیدتر در طول روز می‌شود.

* تغذیه خوب، مناسب و کافی (مثل خوردن صبحانه، غذای فیبردار و ویتامین‌دار).

* حفظ ارتباطات اجتماعی: بسیاری از دانش آموزان در زمان تحصیل و امتحان کلیه ارتباطات فامیلی و اجتماعی خود را قطع می‌کنند و خود را کاملآ ایزوله و منزوی می‌کنند، درحالیکه گذراندن زمانی با دوستان و فامیل، وقت گذاشتن و صحبت کردن با آنها می‌تواند انرژی، نشاط و انگیزه ما را برای انجام امور درسی و کاری بیشتر کند.

* ممکن است بچه‌ها برای فرار از اضطراب مرتب خوراکی و تنقلات بخورند، تلویزیون‌ تماشا کنند، پای کامپیوتر بنشینند و شروع درس را مرتب به تعویق بیندازند. این حالت یک چرخه معیوب ایجاد می‌کند که وضعیت را بدتر می‌کند.

 

والدین چه کمکی می‌توانند برای کاهش اضطراب امتحان کودکان انجام دهند؟

* کمال طلب نباشید و به کوچک‌ترین تلاش و موقعیت کودک ارزش قائل شود و پس از هر موفقیت و تلاش به او پاداش دهید.

* از ایجاد ترس و اضطراب در فرزند خود اجتناب کنید. (اگر قبول نشی می‌دونی که پدرت چی کار می‌کنه؟، دیگه نه من نه تو، تمام زحمات منو هدر دادی، شیرمو حلالت نمی‌کنم، دیگه باهات حرف نمی‌زنم، توی فامیل آبرومون می‌ره).

* انتظارات غیرواقعی و بیش از حد از فرزند خود نداشته باشید. ضعف‌ها و ناتوانی‌های او را در نظر بگیرید.

* انتظارات غیرواقع‌بینانه فرزند خود را تعدیل کنید و خطاهای شناختی او را اصلاح کنید (من حتماً باید نفر اول بشوم، اگه نشم خودم را می‌کشم).

* سعی کنید فرزندتان را در وضعیتی قرار ندهید که فقط یک راه حل داشته باشد (فقط قبولی) بعد اگر قبول نشد چه؟ یعنی به احتمالات دیگر هم فکر کنید و برای آن برنامه‌ریزی کنید.

* به کودک بیاموزید تا اشتباهات خودش را ببخشد.

* نگرانی بچه‌ها ممکن است پنهان باشد و آنها با شکایات جسمی، متمرکز کردن خودشان روی یک کار و برنامه دیگر، اتلاف وقت بکنند و همین مسئله آنها را ناراحت‌تر می‌کند و یک چرخه معیوب ایجاد می‌کند. نگرانی ممکن است بخش مهمی از زندگی بچه‌ها باشد. با شناختن علایم اضطراب و تلاش در جهت کاهش و رفع آنها می‌توانیم به فرزندانمان کمک کنیم.

* کمک کنید تا گفتگوی ذهنی منفی کودک با خودش کاهش یابد: (هیچ چی یادم نیست، رد می‌شم.) به کودک بیاموزیم تا به خودش بگوید: یه نفس عمیق می‌کشم یادم میاد، قبلاً هم این احساس را داشتم ولی امتحانم خوب بود و...

* بچه‌ها را تشویق کنید راجع به نگرانی‌ها، ترس‌ها و ضعف‌های خود صحبت کنند. این موضوع باعث آگاهی کودک نسبت به خودش و تلاش جهت تغییر و تعدیل آنها می‌شود.

* کمک کنید تا کودک برای خواندن دروسش برنامه‌ریزی کند (امروز چه فصولی را بخواند، چقدر زمان دارد و...) برنامه را بنویسید و آن را پیچیده نکنید.

* از فصول و درس‌های راحت‌تر شروع کنید.

* کمک کنید تا کودک روشی سالم برای زندگی روزمره خود انتخاب کند (تغذیه خوب، خواب کافی، ورزش منظم).

* از تکنیک‌های تنفس عمیق شکمی و آرامسازی برای کنترل اضطراب کودک استفاده کنید.

* زمانهای کوتاهی را برای آرامش، استراحت و تجدید قوا در نظر بگیرید (استراحت کوتاه، خوردن یک میوه، گوش کردن به موسیقی، یک حرکت و جنب و جوش و...).

* آماده کردن وسایل و تجهیزات امتحان از شب قبل.

* در مورد امتحان کنکور و امتحانات نهایی که حوزه امتحانی ناآشنا است، روز قبل شرایطی را فراهم کنید تا فرزند شما با آن محل آشنا شود.

 

بطور خلاصه برای مقابله با اضطراب امتحان روی سه حوزه باید کار کرد:

* علل شخصیتی کودک

* علل خانوداگی

* علل آموزشگاهی

 

 

 

 

اضطراب ، هراس و درمان با نوروفیدبک

 


اضطراب یک واکنش طبیعی به موقعیت های استرس زا است و به ما کمک می کند تا با این موقعیتها در محل کار، دانشگاه، مدرسه و .. روبرو شویم. اما زمانی که حس اضطراب بیش از حد معمول و نرمال باشد، دلواپسی و هراس غیرمنطقی و نامعقول نسبت به همه موقعیت های روزانه بوجود می آید.

علایم اضطراب معمولاً شامل موارد زیر می باشد:

نگرانی بیش از حد، احساس آزاردهنده ترس، افکار منفی و تدافعی، افزایش ضربان قلب ، تعریق کف دست و تنفس دشوار.

علم روانپزشکی، اختلالات اضطرابی را به چندین گروه تقسیم می کند  که شامل:

1-    اختلال اضطراب فراگیر

2-    اختلال وسواسی جبری

3-    اختلال هراس (پانیک)

4-    اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)

5-    هراس اجتماعی

 

بطور کلی برای درمان اختلالات اضطرابی از دارودرمانی به همراه روان درمانی استفاده می شود و داروهای مورد استفاده شامل داروهای ضد افسردگی، داروهای ضد اضطراب و مهارکننده های بتا هستند. این داروها خود شامل عوارضی همچون: چاقی، کاهش میل جنسی، خواب آلودگی، خشکی دهان هستند و همچنین تداخلات دارویی با دیگر داروها نیز موجب محدودیت مصرف آنها می شود.

یکی از رایج ترین استفاده های نوروفیدبک در طی 30 سال گذشته، درمان اضطراب و استرس و Relaxation بوده است.

امروزه نوروفیدبک بعنوان یک روش مؤثر، غیرتهاجمی، بدون درد و بدون نیاز به داروهای خوراکی در افراد دچار مشکلات اضطرابی در تمام دنیا شناخته شده است.


با درمان بوسیله روش نوروفیدبک، نه تنها مغز شما روش های آرام سازی را می آموزد، بلکه می آموزد چگونه روش فعالیت خود را تغییر دهد و بداند که ریشه اضطرابش کجاست؟

ابتدا مغز شما می آموزد که چطور امواج خود را تنظیم کند و زمانی که این مهم را آموخت، دیگر در برابر احساس اضطراب و استرس آسیب پذیر نیست. به عبارت دیگر شما یکبار می آموزید که چطور یک دوچرخه را برانید بدون ترس از اینکه به زمین بیفتید، و پس از آن شما دیگر از افتادن و یا خارج شدن از مسیر نخواهید ترسید!

 

در مرکز نوروفیدبک آلومینا خدمات تخصصی درمان اضطراب با روش نوروفیدبک انجام می شود و شما می توانید با تشکیل پرونده از طریق این سایت و سپس انجام جلسات درمانی تحت نظر متخصص مغز و اعصاب از نتایج این درمان در بهبود مشکلات اضطرابی بهره ببرید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کلمات کلیدی:

خلاقیت، شجاعت، ابتکار، پویایی، پیشرفت
و رضایت شخصی
در سی و یک، او بسیار بلند، بسیار بی دست و پا و فوق العاده بود
خجالتی با زنان است. او در امر عشق سنگی گرفتار شد ناامیدانه. او
کوچک، زیبا، پیچیده، دارای سرور و نشاط - و همه چیز هنگامی آغاز شد
او نمی تواند ذهن او را تشکیل می دهند. او بود را ویران کرد. به نظر می رسید وجود ندارد
پایین به نومیدی خود را. او نمی تواند کار کند، در رختخواب ماند، شد ضعیف
به نظر می رسید در آشفتگی کامل و به وضوح و به طرز ناامید کننده ای در عمیق بود غرق
افسردگی می شود. بهترین دوستان او از ترس او ممکن است خود را به قتل برسانند، در زمان دور خود را
تیغ صورت تراشی، چاقو و دیگر سلاح های بالقوه خطرناک است. برخی بسیار نزدیک به
او در نظر گرفته شده او دیوانه است. هر چند، در طول ماه های بعد، و با
کمک از دوستان خود، او به تدریج شروع به خودش را بیرون بکشد که ناامیدی. او
قبلی خود را به دست آورد و شور و شوق زیادی برای زندگی است. به خصوص، او دوباره
قبلی او شور و شوق زیادی برای یادگیری در مورد هر چیز،
در مورد ایده ها، مردم و زندگی. که شور و شوق بسیاری به جای زده
برای یک مرد بود که تحصیلات بسیار کمی را به عنوان یک کودک و رشد قابل توجه
در فقر نزدیک است. اما وجود دارد، در واقع، چیزی خاص در مورد او. مردم
اصابت سرزندگی خود بودند، رغبت خود را برای زندگی است.
سرزندگی چنین مشخصه ای از زندگی او بود. خارج از آن تابش همه بهترین
خود: طنز، نبوغ خود را، خرد بومی، نجابت، صداقت، حساسیت
به نیازهای دیگران، مهربانی، resoluteness. خارج از آن آمد چیزی
حتی مهمتر: توانایی، زمان پس از زمان واکنش از
انرژی و زنده دلی
194
ناامیدی از تکرار شکست. که کیفیت حیات در او جلب شد. دیگران
احساس حضور او منتقل شده است. دیگر شاهد ظاهر فیزیکی
زشت مرد، مردی را دیدم که از برتری زیبایی، آنها دیدند که انسان آنها می تواند
شناسایی و با پاسخ دادن به. در دهه های بعد او را به عنوان نمادی که برای همه تبدیل شد
خیلی ملت خود بود، او شخصیت از ایدهآلیسم خود شد،
روح خود را از تمام مردان مساوی بودن، از داشتن آزادی را به ذهن خود صحبت می کنند،
از همه اینها، بخشی از همین یگانگی است. او همچنین رهبر خود را در طی شد
بدترین دوره در تاریخ آن کشور. نام او Lincoln.1 است
دلیل من برای گفتن این داستان در مورد آبراهام لینکلن است که به قابل توجه
عنوان مثال چگونه می توان از بدترین ایالات را به بهترین حرکت می کند
ایالت بود.
این داستان به این سوال را افزایش می دهد: از کجا قابل تحسین ترین کیفیت
در زندگی ما - خلاقیت، شجاعت، ابتکار، پویایی، موفقیت و
رضایت از خود - از؟
پاسخ من به این پرسش، از درک درستی از آنچه رخ داده بود
هنگامی که مردم چه کسی به من کمک کرد تا از بدترین زندگی را به بهترین
زندگی.
من به این نتیجه رسیدند که کار من به عنوان یک روانپزشک، به معنای کمک آمده بود
مردم با افکار دیوانه، احساسات خشم، خشونت، وحشت و برخورد
ناامیدی و اقدامات مخرب خود بودند. من تو را دیدم که زمینه ای
تمام این عناصر، احساس ناامیدی شدید در زندگی بود. من نیز
رسیدن به این نتیجه رسیدند که آنچه آنها - و همه ما - می خواهم برای خود
کیفیت قابل تحسین خلاقیت، شجاعت، ابتکار، پویایی،
موفقیت و رضایت شخصی.
یک کلمه خلاصه تا همه از آن کیفیت قابل تحسین: انرژی و زنده دلی. که
کلمه را به طور خلاصه آنچه که من مطرح شده در فصل اول مجموعه، گرفتن و پا زدن از
زندگی می کنند. حیات دولت مخالف از ناامیدی بود.
برای درک که آن ها بیشتر قابل تحسین از من تو را دیدم می آیند
که من تا به حال برای ایجاد یک ارتباط منطقی بین یاس و نومیدی که به ارمغان آورد
مردم به من و سرزندگی من کمک خواهد کرد که آنها برای خود دریافت کنید. من تا به حال
حس از آنچه اتفاق می افتد در داخل خودمان را به عنوان ما از بدترین زندگی
به بهترین. به نظر می رسید برای من روشن است که باید وجود داشته باشد پیوندی که متصل
این دو افراط در زندگی است.
1 من این قطعه را در مورد زندگی لینکلن از دیوید هربرت دونالد لینکلن اقتباس شده،
نیویورک: سیمون و شوستر، 1995، صفحات 84-90.
فصل 9. خلاقیت، شجاعت، ابتکار، پویایی، پیشرفت و رضایت شخصی
195
که من پیدا کردم راه را برای ایجاد یک اتصال commonsense بین افراط و
از نومیدی و نشاط. این شش ارتباطات ورود:
UU دیوانگی گریز از مرکز اصالت و خلاقیت
UU خشم تمرد و جسارت و شجاعت
UU وحشت تنش آمادگی ابتکار
UU خشونت، پرخاشگری، تلاش و پویایی
UU ناامیدی ناامیدی، آرمان و دستاورد
UU خود destructiveness، افراط، لذت، رضایت شخصی است.
دو عنصر متوسط ​​در هر پیوندی را حس از آنچه که ما تجربه
در زندگی روزانه، بسته به اینکه آیا ما به خوبی انجام می دهند و یا ضعیف در
تلاش ما برای بدست آوردن آنچه ما می خواهیم. به نظر می رسید ارتباط واضح وجود دارد
بین اصالت و گریز از مرکز، تمرد و جسارت، تنش و
آمادگی، تجاوز و تلاش، ناامیدی و آرمان، افراط و
لذت. بود به عنوان اینکه تا به حال برای قبول جنبه های منفی را به عنوان دریافت کنید
جنبه های مثبت است.
بود به عنوان اینکه تا به حال برای آزمایش ایده های فرد است که ممکن است غیر عادی به نظر می رسد
وارد در اصالت. تا به حال جمع اوری حس تمرد به دست آوردن
جسارت است. تا به حال به قبول تنش به عنوان آمادگی برای اقدام ضروری است.
یکی تا به حال متوجه شده است که وجود ندارد جدا تجاوز در داخل خود
از تلاش های درگیر در تلاش برای بدست آوردن آنچه که می خواهد. یکی دید که
مشتاق به سوی پایان نیز به معنای عقب نشینی مواجه و ناامیدی است. یکی به
متوجه باشند که هیچ خط روشنی بین لذت و افراط وجود دارد.
من آمده بودند مقیاس کشویی تمثیلی این بود که من تو را دیدم
چرخش از طریق بسته به چگونگی زندگی فرد بود. و در بهترین حالت
حیات در دست است و در خیلی بدترین ناامیدی. این است که فقط در مقیاس کشویی
که متصل به بدترین در درون ما با بهترین ها در درون ما است.
هر کس می رود از طریق یو پی اس و فراز زندگی را در زندگی، هر چند به ندرت به
یا شدید. این مقیاس کشویی است که به آسانی آشکار ترین زمانی که ما در نگاه
افراد جوان است. در طول آن سال ها معمولا آشفته، زمانی که یکی در تلاش است تا
پیدا کردن هویت بزرگسال، آن است که معمول است برای دیدن نوسانات چشمگیر بین
بدترین و بهترین کشورهای.
چنین درک از مقیاس کشویی با شش پیوند سه سوال را مطرح
در ذهن من متصل به عناصر مختلف در هر یک از ارتباط با هم؟
آیا برخی از عوامل اساسی آن ارتباط توضیح می دهد که چرا وجود دارد
ما در یک یا جهت دیگر حرکت می کند؟ منابع ما برای تبدیل
زندگی ما است؟
انرژی و زنده دلی
196
من آمده بود تا ببیند که مبنا قرار دادن هر یک از شش ارتباط یک منبع خاص
ما برای برخورد با زندگی ما داشته باشد.
UU زمینهساز پیوند خلاقیت، دیوانگی، تخیل است
UU مبنا قرار دادن پیوندی شجاعت، خشم، قدرت است
UU زمینهساز ارتباط ابتکار، وحشت خود بسیج است
UU زمینهساز ارتباط پویایی خشونت خود ادعا است
UU زمینهساز پیوند موفقیت، ناامیدی، جاه طلبی است.
UU زمینهساز ارتباط رضایت شخصی خود destructiveness selfgratification است
در زندگی روزمره ما به ما سعی می کنیم بیشتر از این شش منبع را به -
و همه در همان زمان. وقتی که ما می توانیم این کار را انجام دهیم، آنها را به یک مش با هم
کل پر زرق و برق از انرژی و زنده دلی. آنها با هم مش زیرا هر یک از منابع پر
عملکرد خاص در تعقیب ما را از آنچه که ما می خواهید بیشتر در زندگی ما:
UU تخیل منبع ما در درون خودمان است که ما
جلب چهارم خود ما راه ویژه ای برای مقابله با زندگی،
UU سنجش از قدرت خود ما انرژی که ما با آن شارژ شده است
ایده های تخیلی ما به طوری که ما جرات آنها را آزمایش کند،
UU خود، بسیج، توانایی ما را به تمرکز انرژی در یک خاص است
زمان و بلافاصله قبل از عمل،
UU خود، ادعای ظرفیت و توانایی ما برای آزاد کردن این انرژی به عمل است.
لازم به معنای واقعی کلمه ما می خواهیم،
جاه طلبی UU به ما می دهد که به اهداف است که هر دو ما را تحریک به عمل و
اهداف خود را برای چنین اقدامی،
UU خود، لذت پاداش ما خودمان را برای attainments ما
و آن را قادر می سازد ما را به خودمان تجدید.
UU گرفتن آنچه ما می خواهیم در زندگی محرک است که حرکت ما است
به دنبال چالش های جدید، در نتیجه این زنجیره از توابع یک بار
دوباره.
همه این عناصر یک کل در روند زندگی را تشکیل می دهند. من این
فرآیند حیاتی است.
که من پیدا کردم آن را آسان تر به تجسم کل این روند اگر من قرار دادن عناصر با یکدیگر
را در یک تصویر جامع: منابع ما برای زندگی، از توابع
آنها خدمت می کنند، و مقیاس کشویی از خاصیت و نا امیدی. که تصویر
به نظر می رسد مثل این:


 

مقالات

, designed by l.aghaei