جامعه ستیزی در برابر اختلال روانی پسیکوپاتیک

جامعه ستیزی در برابر اختلال روانی پسیکوپاتیک

Silence Of The Lambs Hannibal Lecter1 - جامعه ستیزی در برابر اختلال روانی پسیکوپاتیک

آخرین  نظر من نظرات مربوط به بیمار روانی (جامعه ستیز) را هنگا م توضیح درباره Joran van der Sloot به خود جلب کردکسی که مظنون ناپدید شدن ناتالی هالووی بود.بنابراین خواستم که منظور خود رااز به کار ربردن اصطلاحات جامعه ستیز و جامعه ستیزی بیان کنم.

بحث کهنه اختلالات فکری و روانی  در قبال جامعه ستیزی چیزی نیست که بتوان به آسانی به آن پاسخ داد.این امری ضروری است چون کلمات به جای یکدیگر به کار می روند و حتی وقتی که اصطلاحات توسط یک محقق به وضوح توضیح داده می شوند ممکن است توسط فرددیگری که کاملا مخالف او است در جهت خلاف استفاده شود.

با نگاه کردن به کلماتی مانند جامعه ستیزی و سایکو پاتیک ممکن است باعث سردرگمی بیشتر شما بشود چرا که سایکوپات ممکن است همان جامعه ستیزی و یا کاملا بر عکس آن باشد.

در حالی که می دانم دخالت دادن بحث دیگری در این زمینه باعث بحث های گسترده تر نخواهد شد فکر می کنم به روشن شدن منظور من از کاربرد این اصطلاحات خواهد شد و به خوانندگان کمک خواهد کرد که منظور مرا درک کنند و به این منظور می توانندبه وبلاگ Forensic Focus  مراجعه کنند.سعی من بر این است که از این تحقیق برای توضیح این اصطلاحات در تحقیقم بیشتر از کاربرد عمومی آن که گاهی اوقات دررسانه هابه کار می رود استفاده کنم.

این تحقیق نشان می دهد که سایکوپات ها در هرجامعه ای از نسبت ثابتی برخوردار هستند و می تواند بخشی از جامعه باشد،ممکن است به صورت سیستماتیک طبقه ای جعلیرا توسط انتخاب طبیعی فراوانی ایجاد کند ،و این که آمادگی احساسات اجتماع مکانیسم تقریبی  و مستقیمی است که تقریبی به دنبال اتخاذ اهداف خود محورشاناست بدون این که احساس هیچ گونه  اضطراب و گتاه و جرمی بکند. جامعه ستیزان بیشتر بخاطر تجربیات بد محیطی که روی سیستم عصبی خودمختارو رشد عصب شناختی که به پاسخ های فیزیولوژیکی مشابه جامعه ستیزان تاثیر گذار هستند دچار این اختلال می شوند.اختلال شخصیت جامعه ستیزی برچسب بالینی و قانونی است که ممکن استبرای جامعه ستیزان و اختلال روانی و روحی مربوطه به کار برود.

( Walsh & Wu, 2008)به عبارت دیگر در زمینه بهداشت روانی برخی از افراد معتقدند که اختلال روانی(جامعه ستیزی) نسبت به جامعه ستیزی که مشخصات بالینی مشابهی دارند خیلی فراتر از یک پدیده غریزی است و بیشتر در نتیجه عوامل محیطی (فقر ، در معرض خشونت قرار گرفتن و والدین مسامحه کارو… )می باشد.البته اثبات آن به عنوان طبیعی بودن سخت است و به نظر می رسد هرگز امکان پذیر نباشد و این دلیل خوبی است که ادعا کنیم که محیط و ژنتیک به طور یکسان در شکل گیری ما نقش یکسانی دارند. در سال 1941 هاروی کلکلی “نقاب سلامت روانی”راکه درباره ملاک های تشخیصی شخصیت جامعه ستیز توضیحاتی ارائه می کرد منتشر کرد. رابرت هیر  نویسنده  “بی وجدان ” درآشفتگی جهان جامعه ستیز آمریکا سرانجام با زحمات کلکلی برای ایجاد و تنظیم فهرست تجدید نظر شده اختلالات فکری و روانیPCL-R تحت عنوان “استاندارد طلایی ” برای سنجش و اندازه گیری و تشخیص اختلالات روانی در این زمینه به نتیجه رسید .

PCL-R  کمبودهای بین فردی (اختلالاتی مانند بزرگ نمایی ، تکبر و تقلب) اختلالات انفعالی و محرک ( عدم گناه و همدلی )و رفتارهای جنایی و تکانشی (بی بند و باری جنسی ، سرقت و …) را مشخص کرده که همگی نوعی اختلال جامعه ستیزی محسوب می شوند. در این کتاب ” بی وجدان ” خرگوش صحرایی بیانگر تفاوت های بین جامعه ستیزی و اختلال روانی و فکری است که به ریشه ها و محدودیت ها و مشخصات هر یک بر می گردد.

به هر حال تفاوت های دیگر بین این دو اصطلاح به غیر از ریشه و منشاء آن ذکر شده است. میزان دلبستگی و همدلی نسبت به دیگران و اخساس گناه و شرم بعد از ارتکاب جرم و خطا به جامعه ستیزی منجر نمی شود با این وجود بیان شده که جامعه ستیزان می توانند به دیگران از نظر احساسی دلبستگی پیدا کنند و یا وقتی به آنان آسیب می رسانند حس بدی داشته باشند . افراد جامعه ستیز حس دلبستگی و همدلی کمی نسبت به سایرین دارند و از آسیب رساندن به غریبه ها و قانون شکنی حس بدی ندارند ولی کاملا فاقد حس همدلی نمی باشند . بنابراین افراد جامعه ستیز و دارای اختلالات فکری و روانی هردو می توانند مرتکب جرایم تاثر بار و زشت شوند هرچند که جامعه ستیزان مرتکب جرایمی بر علیه اعضاء خانواده ودوستان (به اندازه افراد غریبه ) شده و خیلی کم احساس پشیمانی می کنند.

آخرین اختلاف اساسی بین این دو گروه در ارائه و عرضه کردن است.فرد جامعه ستیز با وجود فریبنده بودن بی عاطفه و بی احساس است. او دیگران را با فریبندگی و ارعاب و ترساندن گول زده و می تواند احساسات خود را به صورت نرمال و عادی در جامعه نشان دهد. این فرد تفکرات و رفتارهای جنایی خود را برنامه ریزی کرده و می تواند کنترل فیزیکی و احساسی خوبی روی آنها داشته باشد و می تواند روی برانگیختگی ارادی یا احساسی خود کنترل کمی داشته باشد و حتی در مواقع تهدید آمیز و وحشتنک نیز چنین است. چنین فردی آگاهی زیادی از عمل خطای خوددارد ولیاقدام خاصی نمی کند.

برخلاف آن افراد دچار اختلالات روانی و فکری در مورد رفتار خود برنامه ریزی کمتری داشته و ممکن است عصبی باشند یا به راحتی هیجان زده شده و یا به سرعت خشم خود را بروز می دهند.این افراد بی اختیار بدون تفکررفتارهای نامناسب و بی نتیجه ای از خود نشان می دهند.آنان برخلاف گروه اول نمی توانند خیلی راحت در هنگام ارتکاب جرم بی خیال و سنگدل باشند در حالی که به سایرین دلبسته شده و خو می گیرند .

آنان دروغ گفته و با مهارت به دیگران صدمه زده همانگونه که جامعه ستیزان این کار را انجام می دهند اما مراقب هستند که در مورد چه کسانی این گونه اقدام می کنند و اگر درباره افرادی که با آنان ارتباط نزدیکی دارند خطایی مرتکب شوند احساس گنا ه می کنند.بنابراین به نظر می رسدکه این دو اصطلاح می توانند جانشین هم باشند چون در بسیاری از مشخصه ها مشترک هستند و به نظر می رسد هردو اصطلاح دو روی یک سکه هستند. توجه به اختلافات بی مورد بوده ،هرچند که دقت به این تفاوت ها باعث درک علل و سبب شناسی آنان خواهد شد که این نیز  به یافتن راه حل مناسب درمانی کمک می کند.

 

تهیه و تنظیم :  سیده مژگان صالحی (روانشناس و مشاور)

دپارتمان تحقیقات مرکز نوروفیدبک و بیوفیدبک آلومینا


انتشار مقاله در اینترنت یا در مجلات با درج منبع مقاله (با درج لینک فعال به سایت مرکز آلومینا) منعی ندارد و در غیر اینصورت پیگرد قانونی دارد.

خواننده گرامی : برای تهیه هر یک از این مقالات جهت ارتقا سلامتی شما هم میهنان عزیز ، زمان و انرژی و هزینه بسیار زیادی صرف می شود، پس در حق ما لطف نموده و کپی رایت را رعایت کنید و  به ما در ادامه فعالیتمان امید و انگیزه بدهید . با سپاس از خوانندگان محترم و با امید به روزهای بهتر

مرکز تخصصی نوروفیدبک و بیوفیدبک آلومینا

 

خدمات نوروفیدبک و بیوفیدبک و مشاوره روانشناسی (اضطراب،افسردگی، بیش فعالی ، درماناختلالات جنسی و روابط زناشویی ، زوج درمانی و… ) و شناخت درمانی و رفتار درمانی (CBT) و ویزیتمتخصص روانپزشکی (اعصاب و روان) و متخصص مغز و اعصاب (درمان میگرن،سرگیجه،تشنج،سکته مغزی و …)در مرکز  نوروفیدبک و بیوفیدبک آلومینا انجام می شود.

جهت کسب اطلاعات بیشتر و تعیین نوبت ویزیت تماس بگیرید.

Comments are closed.

error: Content is protected !!